گفتند که از تو بگویم.
چه بگویم جز چشمانت، که چشمانم را اسیر خود کردند و آزاد از بند...
ببین! این همان چشمانیست که از تو مدد خواست. و تو با نگاهت دستانشان را گرفتی و به خانه ی دلت بردی.
میهمان سفره ی نگاه تو شد نگاهم، که حالا...

امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه نگاهش را كاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»
+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت توسط |
زیبا نیستی، اما خدایت خواسته تو را زیبا ببینند.
و می بینند!
خدایت خواسته که چاله ها و لکه ها و تاریکی هایت به چشم نیاید.
پس نمی آید!
تو هم بخوان، ماه!
« اللهمَ مَولایَ کَم مِن قَبیح ٍ سَتَرتَه »
« وَ کَم مِن ثَناء جَمیل ٍ لَستُ اهلاً لَهُ نَشَرتَه »

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت توسط |
ای سید و مولای ما!
ببین نائبت را...
کودکان جوان شدند و جوانان پیر؛
نمی آیی؟

* سر خم می سلامت...
+ نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت توسط |
ای یوسفی که یوسف مصرت بود غلام
امروز ما بدون تو فردا نمی شود
ای خون بهای خون خدا، یابن فاطمه
بیرون غم حسین، ز دل ها نمی شود

+ نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت توسط |
به برکت توست روزی زمین و زمان.
" وَ بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری "
حتی همان موری که امروز از سفره ی صبحانه ی ما نان برداشت!

+ نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت توسط |